Google+
ناممکن

بلانشو

کمونیسم ‌میراث ندارد | موریس بلانشو | فارسی‌ی پرهام شهرجردی

کمونیسم ‌میراث ندارد | موریس بلانشو | فارسی‌ی پرهام شهرجردی

باید چیزهای ساده را به خودمان یادآوری کنیم، همان‌ها را که همیشه فراموش‌ می‌کنیم: میهن‌پرستی، میهن‌شیفته‌گی، ملّی‌گرایی، چیزی این جریان‌ها را از هم متمایز نمی‌کند، هیچ، مگر این‌که ملّی‌گرایی ایدئولوژی‌ئی عظیم و گسترده است و میهن‌پرستی تایید و تاکیدِ احساساتی‌‌اش (و خودش را درین بیانیه‌های دردناک نشان می‌دهد: «من با فرانسه ازدواج کردم» [اشاره به [...]

آبان ۳۰, ۱۳۹۵ ناممکن ترجمه‌های ناممکن, واکاوی‌های ناممکن ۰

غیاب به من می‌آید | موریس بلانشو | فارسی‌ی پرهام شهرجردی

غیاب به من می‌آید | موریس بلانشو | فارسی‌ی پرهام شهرجردی

غیاب به من می‌آید، می‌آید که برایم ضروری‌ست. تصمیم‌ به غیاب نمی‌گیرم، خودش در برم می‌گیرد. [...]

شهریور ۲۷, ۱۳۹۵ ناممکن ترجمه‌های ناممکن, واکاوی‌های ناممکن ۰

در شبِ تحتِ نظر | موریس بلانشو | فارسی‌ی پرهام شهرجردی

در شبِ تحتِ نظر | موریس بلانشو | فارسی‌ی پرهام شهرجردی

در خودِ زنده‌گی نیستی هم هست، خلائی ژرف که باید ازش دوری جُست و هم‌زمان، نزدیک شدن‌اش را پذیرفت. باید یاد بگیریم با این خلاء زنده‌گی کنیم. و تا خودِ خلاء سرشار باقی بمانیم. [...]

فروردین ۱۹, ۱۳۹۵ ناممکن ترجمه‌های ناممکن, واکاوی‌های ناممکن ۰

نوع بشر | روبر آنتلم | فارسی‌ی پرهام شهرجردی

نوع بشر | روبر آنتلم | فارسی‌ی پرهام شهرجردی

با این همه، بینِ کسی که من شناخته بودم و ک. یِ مُرده، آن‌که همه‌گی می‌شناختیم، چیزی باقی می‌ماند: نیستی. [...]

فروردین ۱۹, ۱۳۹۵ ناممکن ترجمه‌های ناممکن, داستان‌های ناممکن ۰

سکوتی نیست که از تو محافظت کند | موریس بلانشو | فارسی‌ی پرهام شهرجردی

سکوتی نیست که از تو محافظت کند | موریس بلانشو | فارسی‌ی پرهام شهرجردی

تقریبن هر روز، نامه‌هایی به دست‌ام می‌رسد. نامه‌ها دائم از من سوآل می‌کنند. اغلب سکوت اختیار می‌کنم. با این همه، سکوت از من محافظت نمی‌کند. سکوت بیش‌تر در معرض‌ام قرار می‌دهد. و این چنین است: سکوتی نیست که از تو محافظت کند. [...]

تیر ۲۶, ۱۳۹۴ ناممکن ترجمه‌های ناممکن ۰

نامه‌ی موریس بلانشو به ژرژ باتای | فارسی‌ی پرهام شهرجردی

نامه‌ی موریس بلانشو به ژرژ باتای | فارسی‌ی پرهام شهرجردی

تنِ ما، حقیقتِ بی‌رحمِ ماست، گاهی کثیف است، با این همه این‌جا «کثیف» همان‌قدر معنا دارد که «باشکوه». اگر بی‌ملاحظه‌ از مسائلی حرف می‌زنم که به شما مربوط است، به این دلیل است که حس می‌کنم به خودِ من هم مربوط است. [...]

اسفند ۲۴, ۱۳۹۳ ناممکن ترجمه‌های ناممکن, واکاوی‌های ناممکن ۱

نامه‌ی موریس بلانشو به ژرژ باتای | فارسی‌ی پرهام شهرجردی

نامه‌ی موریس بلانشو به ژرژ باتای | فارسی‌ی پرهام شهرجردی

امّا آن دیگری کلامی‌ست که پیش از همه به حرف می‌آید، خارج از همه حرف می‌زند، همآره کلامِ نخستین است، هیچ‌وقت هماهنگ نیست، هیچ‌گاه نیازی به تقابل ندارد، آماده‌ی پذیرشِ ناشناخته و بیگانه است (که توقّعِ شاعرانه است). یکی ممکن را می‌نامد، و ممکن را می‌خواهد. آن یکی به ناممکن پاسخ می‌دهد. میانِ این دو [...]

اسفند ۳, ۱۳۹۳ ناممکن ترجمه‌های ناممکن, واکاوی‌های ناممکن ۰

آنِ مرگم | موریس بلانشو | فارسی‌ی پرهام شهرجردی

آنِ مرگم | موریس بلانشو | فارسی‌ی پرهام شهرجردی

با «آنِ مرگم» موریس بلانشو نوشتارش را به آخر می‌رساند. کتاب در تاریخ ۲۲ سپتامبر ۱۹۹۴ به چاپ می‌رسد، درین روز بلانشو هشتاد و هفت ساله می‌شود. [...]

شهریور ۳۱, ۱۳۹۳ ناممکن ترجمه‌های ناممکن, داستان‌های ناممکن ۰

روشن‌فکران همیشه مسوولند | موریس بلانشو | فارسی‌ی پرهام شهرجردی

روشن‌فکران همیشه مسوولند | موریس بلانشو | فارسی‌ی پرهام شهرجردی

سوآل عجیبی ست که بپرسیم: آیا نویسنده مسوول است؟ مسلّمن نویسنده همیشه مسوول است: در مقابل قوانینی که به رسمیّت می‌شناسد. در مقابل قوانینی که به رسمیّت نمی‌شناسد. در مقابل قوانینی که تنها خودش به رسمیّت می‌شناسد. نیز، زمانی که دیگر قانونی نیست و نویسنده با اثرش تنها می‌ماند. در هر اثر، دروغ و فریبی [...]

شهریور ۲۲, ۱۳۹۳ ناممکن ترجمه‌های ناممکن ۰

سرپیچی | موریس بلانشو | فارسی‌ی پرهام شهرجردی

سرپیچی | موریس بلانشو | فارسی‌ی پرهام شهرجردی

در سال ۱۹۵۸، دیونیس ماسکولو و ژان شوستر مجله‌ی «۱۴ ژوئیه» را راه‌اندازی می‌کنند تا با شیوه‌ی به قدرت رسیدنِ شارل دوگل مبارزه کنند. طی سال‌های ۱۹۵۸ و ۱۹۵۹ سه شماره از این مجله منتشر می‌شود. موریس بلانشو با شماره‌ی دوّم و سوّم این مجله همکاری می‌کند. پس از پایان جنگ دوّم جهانی، این نخستین [...]

شهریور ۱۲, ۱۳۹۳ ناممکن ترجمه‌های ناممکن ۰