Google+
ناممکن

علی اسداللهی

فرتاک | علی اسداللهی

فرتاک | علی اسداللهی

مرا بشارتی بفرست
به یاد دارم آسمانی چنان آبی را
که مرا بشارتی بفرست [...]

تیر ۲۵, ۱۳۹۵ ناممکن شعرهای ناممکن ۰

شانزده ساله، اعزامی به ایلامِ شصت و پنج | علی اسداللهی

شانزده ساله، اعزامی به ایلامِ شصت و پنج | علی اسداللهی

شما که مَطلَع این شعر را می‌خوانید
شما که شروع کرده‌اید به قدم زدن میان کلمات پیشِ رو
چونان گردشگری
در جغرافیایی غریب [...]

آبان ۲۸, ۱۳۹۴ ناممکن شعرهای ناممکن ۱

لیلا | علی اسداللهی

لیلا | علی اسداللهی

بی‌تصادف و زخم
بی ردپای اسید
بی زیگزاگ بخیه بر درزی باز شده از تیزی
ایستاده‌ای برابرم
همان که بوده‌ای [...]

خرداد ۲, ۱۳۹۴ ناممکن شعرهای ناممکن ۱

من | علی اسداللهی

من | علی اسداللهی

آری!
به شما بدهکارم!
شعری ننوشتم که بخندید
شعری نرم‌تر از پر و خامه
شعری چنان،
که به رقص آیید [...]

بهمن ۲۳, ۱۳۹۳ ناممکن شعرهای ناممکن ۰

مختارنامه | علی‌ اسداللهی

مختارنامه | علی‌ اسداللهی

جایی دراز کشیده‌‌ در گذشته و بر خرده‌های عینک‌اش
جلّاد
سوت زنان قدم برمی‌دارد [...]

دی ۹, ۱۳۹۳ ناممکن شعرهای ناممکن ۰

گزارشِ یک حفاریِ یک دهمِ ثانیه‌ای | علی اسداللهی

گزارشِ یک حفاریِ یک دهمِ ثانیه‌ای | علی اسداللهی

و فقط اینها نیست
می‌شود پیراهنم را درید و تنی را دید
که در خراش‌هایش
آب،
از ذوب شدن برف‌ها جاری‌ست
و آب که می‌دانی؟
خون را خواهد شست [...]

مهر ۲۷, ۱۳۹۳ ناممکن شعرهای ناممکن ۰

سمرقند | علی اسداللهی

سمرقند | علی اسداللهی

بارى‌‌
مردمکانت -آن دو دايره‌ى کامل- از دست رفت
که از خيرگى در اين عکس‌ها
چشم
بر گوشه‌ى پيکسل‌ها مجروح شد. [...]

شهریور ۶, ۱۳۹۳ ناممکن شعرهای ناممکن ۰

قیر | علی اسداللهی

قیر | علی اسداللهی

ای تهران پر بلا ‌
گل‌های پَرپَرت کو؟ گل‌های پَرپَرت کو؟ [...]

خرداد ۲۵, ۱۳۹۳ ناممکن شعرهای ناممکن ۰