Google+
ناممکن

تازه‌های ناممکن:

غیاب به من می‌آید | موریس بلانشو | فارسی‌ی پرهام شهرجردی

غیاب به من می‌آید، می‌آید که برایم ضروری‌ست. تصمیم‌ به غیاب نمی‌گیرم، خودش در برم می‌گیرد. [...]

فیلم‌های ناممکن:

۵۷-۶۸

چونان طی طریق بر تپه‌های بایر، در فراز و فرودی بی‌حاصل، تاریخ را دیده‌ایم. تو گویی ما را لحظه‌ای فرصت آرمیدن نیست. زمان می‌گذرد، نام‌ها و یادها خاک می‌گیرند، و پدران به یاد نمی‌آرند چه [...]

یادداشت‌های ناممکن:

کامیون به راه افتاده | ژاک لوک نانسی

کامیون به راه افتاده، راه افتاده تا له کند، کودکان را، دیگران را، همه‌گان را، تصویری به دست بدهد، تصویری تحمّل‌ناپذیر از نیهیلیسم به دست بدهد. نیهیلیسم، انجام و سرانجام را فرامی‌خواند: نتیجه‌ی تاریخ و [...]