Google+
ناممکن

تازه‌های ناممکن:

هوای عشق تو، وانگاه خواب ویرانی | رضا براهنی

که آرزوی من این بوده خواب نمانم
که بیش از آنکه تو از خانه می‌روی بیرون تو را ببینم
همیشه اما افسوس می‌خورم که خواب می‌مانم
چرا که خواب تو را می‌بینم که آرزوی من [...]

فیلم‌های ناممکن:

۵۷-۶۸

چونان طی طریق بر تپه‌های بایر، در فراز و فرودی بی‌حاصل، تاریخ را دیده‌ایم. تو گویی ما را لحظه‌ای فرصت آرمیدن نیست. زمان می‌گذرد، نام‌ها و یادها خاک می‌گیرند، و پدران به یاد نمی‌آرند چه [...]

یادداشت‌های ناممکن:

نابینایی تبعیدی | رضا براهنی

من شکمم را به "اتحادیه بین المللی حقوق بشر" نشان دادم، پاهایم را به "کمیسیون بین المللی حقوقدانان"، و جای زخم گنده زیر سبیلم را به چند شعبه "انجمن قلم جهانی" و اینها جای زخم‌های [...]