کامیون به راه افتاده، راه افتاده تا له کند، کودکان را، دیگران را، همهگان را، تصویری به دست بدهد، تصویری تحمّلناپذیر از نیهیلیسم به دست بدهد. نیهیلیسم، انجام و سرانجام را فرامیخواند: نتیجهی تاریخ و تمدّنمان را به نام میخواند. نیهیلیسم، چه تمثالِ مذهبی به دست گیرد و چه انحرافِ روانی، چه دیوانهی خدا باشد [...]
در سالهای هول و وحشت
به وقتِ پاکسازیهای بزرگ
هفده ماه از عمرم را در صفِ زندان گذراندم [...]
تا کِی قرار است بگو مگو کنیم؟
میتوانیم فکر کنیم؟
در وضعیّتی هستیم که بتوانیم فکر کنیم؟
آیا مبارزه با غیابِ ریسک سازگار است؟ [...]
در خودِ زندهگی نیستی هم هست، خلائی ژرف که باید ازش دوری جُست و همزمان، نزدیک شدناش را پذیرفت. باید یاد بگیریم با این خلاء زندهگی کنیم. و تا خودِ خلاء سرشار باقی بمانیم. [...]
با این همه، بینِ کسی که من شناخته بودم و ک. یِ مُرده، آنکه همهگی میشناختیم، چیزی باقی میماند: نیستی. [...]
لوئی رُنه دِ فوره، متولّد ۲۸ ژانویه ۱۹۱۶، پاریس. آغازِ فعالیّت ادبی همزمان با اشغالِ فرانسه، ۱۹۴۳-۱۹۴۱. انتشارِ نخستین کتاب «گدایان» توسط گالیمار. دوستی با رِمون کنو. ازدواج با ژانین کاره در سال ۱۹۴۶. فاصهگیری از زندهگیی شهری. آغازِ رمانِ «سفرِ زمستان». ناتمام. از بین بردنِ «۵۰۰ صفحه بیهودهگی». بازگشت به پاریس. ۱۹۵۳. همکاری با [...]
براساس یزدانشناسی، اشدّ مجازات، مجازاتی که در برابرش هیچ نمیتوان کرد، خشمِ خدا نیست، فراموشیی اوست. خشمِ او از جنسِ رحمتِ اوست: امّا خطا اگر از حد به در شود، حتا خشمِ خدا هم ترکمان میکند.
اوریجن مینویسد: «آنِ دهشتناک سر میرسد، دیگر بخاطرِ گناههایمان تنبیه نمیشویم: شر را پشتِ سر میگذاریم، خدای حاسد سختگیریهایش را [...]
کسی نیست تا به او بگوییم
اصلن چیزی برای گفتن نداریم
و هیچی که به هم میگوییم
بی وقفه
به هم هیچ میگوییم [...]
الن بدیو این شعر برشت را به شیوهی خودش خوانده بود. همان طور که «جمهوری»ی افلاتون را به امروز رسانده بود. ترجمهای در کار نبود. دغدغههایش را در زبانِ دیگری خوانده بود. بعد، همان دغدغه را به زبانِ خودش نوشته بود. من و متن هیچوقت خودش باقی نمیماند. هر روز، هر لحظه، جور دیگریست. متن [...]
تقریبن هر روز، نامههایی به دستام میرسد. نامهها دائم از من سوآل میکنند. اغلب سکوت اختیار میکنم. با این همه، سکوت از من محافظت نمیکند. سکوت بیشتر در معرضام قرار میدهد. و این چنین است: سکوتی نیست که از تو محافظت کند.
[...]
جولای 17, 2015
ناممکن
ترجمههای ناممکن