Google+
ناممکن

شعر

سین | زهرا پورعزیزی

سین | زهرا پورعزیزی

به این نوشته‌ی بعد از این بگویید دستش را از روی قفسه‌ی سینه‌ام بردارد به این نوشته‌ی بعد از این که بازوانِ جوهری‌اش را تا آرنج تا کتف تا شانه تا گردن تا سینه تا پستان‌ها می‌مالد سیاهْْ خیسْْ از نُک انگشتان‌اش جوهرْْ خیسْْ جوهرْْ سیاهْْ انگشتان کودکانه‌اش خیسْْ مُشت‌ کرده پستان مرا در خود [...]

ژوئن 27, 2014 ناممکن شعرهای ناممکن ۰

قیر | علی اسداللهی

قیر | علی اسداللهی

ای تهران پر بلا ‌
گل‌های پَرپَرت کو؟ گل‌های پَرپَرت کو؟ [...]

ژوئن 15, 2014 ناممکن شعرهای ناممکن ۰

کس – فارغ از حواشی | ساقی قهرمان

کس – فارغ از حواشی | ساقی قهرمان

یش از آن‌که زیر ناخنم تیر بکشد دیواره‌ی کس‌ام تیر می‌کشد [...]

ژوئن 1, 2014 ناممکن شعرهای ناممکن ۰

ظل الله | شعرهای زندان | رضا براهنی

ظل الله | شعرهای زندان | رضا براهنی

شعر
چشم‌بندی‌ست که زندان‌بانان ایران مثلِ استعاره‌ای بر حقیقت چشمان تو می‌پوشند [...]

آوریل 28, 2014 ناممکن شعرهای ناممکن ۰

فارسی | پدرام مجیدی

فارسی | پدرام مجیدی

این که روزگاری در فارسی فکر کنی
سر سفره در فارسی بنشینی
جلوی پدرت در فارسی پاهات را دراز نکنی
زبان مادری‌ات را در فارسی چادر بپوشی [...]

آوریل 7, 2014 ناممکن شعرهای ناممکن ۰

بیگانه، با کتابی کوچک زیرِ بغل | ادمون ژابس

بیگانه، با کتابی کوچک زیرِ بغل | ادمون ژابس

ترک کردم
سرزمینی که سرزمین‌ام نبود
به سرزمینی رفتم که سرزمین‌ام نبود [...]

مارس 16, 2014 ناممکن ترجمه‌های ناممکن, شعرهای ناممکن ۰

فلز | زهرا پورعزیزی

فلز | زهرا پورعزیزی

از یک‌شنبه‌های خشک که می‌گذری
دست بکش به فلزم می‌بینی خیس شده تا از پا که بیفتم از دست بالا بروم بروم از دستِ مادر که فربه‌گیِ نهفته در دستان لاغر من بود وَ از رگ‌های کبودش زردیِ پریده‌رنگِ پوست بر آفتابِ بعدازظهر لم می‌دهد وُ کاموای احشاءِ بدن‌ام را امعاءْْ تارْْ پودْْ جِر که [...]

مارس 7, 2014 ناممکن شعرهای ناممکن ۰

یک مرثیه با گریه اگر سنگ با گریه اگر سنگ و چکش | پدرام یگانه معافی

یک مرثیه با گریه اگر سنگ با گریه اگر سنگ و چکش  | پدرام یگانه معافی

یک مرثیه با گریه اگر سنگ با گریه اگر سنگ و چکش با گریه اگر سنگ بازهم سنگ با شکست/ دربست تا ارومیه بازهم سنگ با شکستِ شکستن دربست با گریه در هراتِ احمد موسوی که گریه اگر سنگ سنگ اگر گریه اگر احمد از هرات راه بی افتد بگویم سنگ‌ها سنگ‌ها سنگ سنگ سنگ‌ها [...]

ژانویه 27, 2014 ناممکن شعرهای ناممکن ۰

شعر | هرولد نورس | ترجمه‌ی حسین مکی‌زاده

شعر | هرولد نورس | ترجمه‌ی حسین مکی‌زاده

هرولد نورس (1916-2009)، شاعر نسل بیت، نویسنده و از پیشگامان فعالیت در حقوق همجنس‌گرایان. فرزند خانواده‌ای مهاجر یهودی از بروکلین فارغ التحصیل کالج بروکلین در سال ۱۹۳۸ و در همان زمان با «چستر کالمن» آشنا شد و این آشنایی باعث شد تا در ۲۲ سالگی به حلقه خصوصی دبلیو. اچ آودن راه یابد. حلقه‌ی از همجنس‌گرایان [...]

ژانویه 18, 2014 ناممکن ترجمه‌های ناممکن, شعرهای ناممکن ۰

ادبیات دیگر افغانستان | محمد شمس جعفری

ادبیات دیگر افغانستان | محمد شمس جعفری

مردم زنده‌گی می‌کنند برای آن که زنده‌گی کنند، و ما افسوس! زنده‌گی می‌کنیم برای دانستن ... روان خود را می‌کاویم، چون دیوانه‌گانی که می‌کوشند تا دیوانه‌گی خود را دریابند و هر چه بیشتر در این مقصود پای می‌فشارند، جنون آنان افزون‌تر می‌گردد... [...]

ژانویه 3, 2014 ناممکن واکاوی‌های ناممکن ۰