لابلای برگهای اسفناج خوابیده بودیم با هم وَ زمینِ زیرم خشک بود وُ بایر وُ سخت
به روی آن خلیج عربی با دستهایی که از قسمتِ فوقانیِ جمجمهات بیرون نزده بود
بر آبهای خلیج فارس نوشتهایست که مفقودالاثرست جنازهات؛
[...]
لابلای برگهای اسفناج خوابیده بودیم با هم وَ زمینِ زیرم خشک بود وُ بایر وُ سخت
به روی آن خلیج عربی با دستهایی که از قسمتِ فوقانیِ جمجمهات بیرون نزده بود
بر آبهای خلیج فارس نوشتهایست که مفقودالاثرست جنازهات؛
[...]
چرک و نه مس که رنگ را تیرهتر میسازد. چه سنگین میکند ترکیب را و هیچ آهنگی به دستاش خشنتر نمیشود. بخشش میآورد، آرامش برقرار میسازد، قوت میدهد برای هر چه مملوترشدنِ میز. جاهای بیشتری هست که خالی نیست. روُیه آنی است که میبینند. [...]
در حاشیهی شعرِ «تا شامِ آخر»، نوشتهی محمد مختاری
[...]
نزدیک شو اگر چه نگاهت ممنوع است.
زنجیرهی اشاره همچنان از هم پاشیده است
که حلقههای نگاه
در هم قرار نمیگیرد. [...]
آرنج در ساعت فرو میکنم
خایه در جستار
فکر در تنبور
شاش در آتش میکنم
[...]
دلم میخواست شهری از نو بسازم
درحصار بازیهایم
و خانهای
برای پسرم که هنوز به دنیا نیامده است
و تعریف کنم که کجا زیستم من. [...]
همه چیز رو به راه است عزیزم
فقط این عصای عیسی ست که درونم بلند میشود و اذیتم میکند.
[...]
پيشمتن: اين سلسلهيادداشتها که منبعد تحتِ عنوانِ «تحشيه-تک-شعر-ها»، و با نرخِ احتماليِ دوهفتهاي يک يادداشت، در همين صفحه منتشر خواهند شد، همه متنهايياند که هرکدام خود تنِ انديشيدن به تکـشعرهايي است که در دلِ هر يادداشت ذکر ميشوند. جز همين مانيفستِ مقدمه، تماميِ نقدهاي ارائهشده در اين صفحه با همين قلم، و بر حاشيهي يک [...]
آرک آنژلیک عنوان دفتر شعر ژرژ باتای است. در زمان جنگ دوم جهانی نوشته شده. در دههی ۶۰ میلادی، برنار نوئل – شاعر و نویسنده – این شعرها را مجددن منتشر میکند. مقدمهای مینویسد و میگوید: «اگر تا امروز اشعار ژرژ باتای برکنار مانده، به خاطرِ کیفیتِ کارها نیست، دلیلاش این است که این آثار خودشان [...]