Google+
ناممکن

ناممکن

نقش خورشید بر ساعد زنی در چنانه | هامون قاپچی

نقش خورشید بر ساعد زنی در چنانه | هامون قاپچی

هر وقت به باباجانی فکر می‌کند یا دندان‌هایش روی هم می‌روند و فشار می‌آورند و می‌خواهند همدیگر را در محیط دهان خورد کنند یا مشتش آن قدر گره می‌شود که رگهای کلفت دستش بیرون می‌زند. مسئول کارگاه‌ها، مسئول سرکوب، مسئول خایه مالی. همه می‌گویند این یک کار را باباجانی از باقی کارهایش خیلی بهتر بلد [...]

می 3, 2015 ناممکن داستان‌های ناممکن ۰

چشم | رضا سیروان

چشم | رضا سیروان

اگر چشم‌ها – چنان که می‌گویند – دری به روح باشد
اگر انسان در چشمان اوست که دیده می‌شود
پس کار آدمی دیدن است
و چشم هم چشم‌انداز است و هم ابزار چشم‌اندازی
اما چشمی که به چشم می‌نگرد چیست؟ [...]

می 2, 2015 ناممکن شعرهای ناممکن ۰

شعر | گونتر گراس | ترجمه‌ی فرهاد سلمانیان

شعر | گونتر گراس | ترجمه‌ی فرهاد سلمانیان

به جنگل رفتم
از سنجاب‌ها عکس گرفتم
و پس از آن که عکس‌ها ظاهر شد
متوجه شدم که سی و دو بار
از مادربزرگم عکس گرفته‌ام! [...]

آوریل 26, 2015 ناممکن شعرهای ناممکن ۰

ناممکن | دفتر دوم | بهار ۱۳۹۴

ناممکن | دفتر دوم | بهار ۱۳۹۴

دفتر دوم «ناممکن» منتشر شد. [...]

آوریل 16, 2015 ناممکن یادداشت ۰

شیبولت | پل سلان | ترجمه‌ی سهراب مختاری

شیبولت | پل سلان | ترجمه‌ی سهراب مختاری

با تمام سنگ‌هایم
که در اشک بالیده‌اند
پشت حصارها
[...]

مارس 29, 2015 ناممکن شعرهای ناممکن ۰

قابله‌ی سرزمین من | رضا براهنی

قابله‌ی سرزمین من | رضا براهنی

صبح که بیدار شدم با غلغلک پرهای لطیف «چگل» بود که «کرم» آورده بود گذاشته بود کنار متکا و نوک لحاف را هم آرام کشیده بود رویش و چگل تکان که می‌خورد بال‌های کوتاه‌اش می‌غلتید روی سر و صورتم و آخر سر هم از خواب پراندم. [...]

مارس 21, 2015 ناممکن داستان‌های ناممکن ۰

نامه‌ی موریس بلانشو به ژرژ باتای | فارسی‌ی پرهام شهرجردی

نامه‌ی موریس بلانشو به ژرژ باتای | فارسی‌ی پرهام شهرجردی

تنِ ما، حقیقتِ بی‌رحمِ ماست، گاهی کثیف است، با این همه این‌جا «کثیف» همان‌قدر معنا دارد که «باشکوه». اگر بی‌ملاحظه‌ از مسائلی حرف می‌زنم که به شما مربوط است، به این دلیل است که حس می‌کنم به خودِ من هم مربوط است. [...]

مارس 15, 2015 ناممکن ترجمه‌های ناممکن, واکاوی‌های ناممکن ۱

دیگریِ دموکراسی، امرِ «نوبتی»: جای‌گزین و جای‌گزینی | ژاک دریدا | ترجمه‌ی شاهین کوهساری

دیگریِ دموکراسی، امرِ «نوبتی»: جای‌گزین  و جای‌گزینی | ژاک دریدا | ترجمه‌ی شاهین کوهساری

جزوه‌های ناممکن | جزوه‌ ۱۰ [...]

مارس 12, 2015 ناممکن ترجمه‌های ناممکن, جزوه ۰

گوودی | پدرام یگانه معافی

گوودی | پدرام یگانه معافی

اما درون چیز پلشتی ست
که درون من است
هم جدا شده جایی آن بیرون
هم، گندیده
لاشه‌ای ست این درون
که درون من است [...]

مارس 8, 2015 ناممکن شعرهای ناممکن ۰

رثای غزاله | رضا براهنی

رثای غزاله | رضا براهنی

حالی که به نخجیر آیی از کشمیر
شالی از دریا آیی با
حالی که به آن گودی بی ما آیی
و سیاه آیی خوابایی از مخفیدر
حالی که ندانی که نمی‌دانی نه، دانی می‌دانی [...]

مارس 3, 2015 ناممکن شعرهای ناممکن ۰